به گزارش روزنامه اطلاعات، هر تنشی در این منطقه، نه فقط معادلات امنیتی خاورمیانه بلکه بازارهای مالی، قیمت انرژی، امنیت غذایی و حتی سیاست داخلی کشورهای بزرگ را تحت تأثیر قرار میدهد. بحران اخیر میان ایران و آمریکا و حملات متقابل در خلیج فارس بار دیگر نشان داد که هرمز صرفاً یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است.
در هفتههای گذشته اخبار متعددی از حمله به کشتیها، توقف عبور نفتکشها، اسکورت نظامی آمریکا و تهدیدهای متقابل تهران و واشنگتن منتشر شد؛ تحولاتی که بسیاری از رسانهها و اندیشکدههای غربی از آن بهعنوان یکی از شدیدترین شوکهای انرژی دهههای اخیر یاد کردهاند.
هرمز؛ گلوگاه اقتصاد جهانی
بر اساس برآوردهای بینالمللی، روزانه حدود ۲۰ درصد نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، امارات، عراق، کویت و قطر صادرات انرژی خود را تا حد زیادی به این مسیر وابسته کردهاند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در هرمز بلافاصله بازار نفت را ملتهب میکند. اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» (Atlantic Council)، ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ در تحلیلی مفصل با عنوان «۱۵ نمودار که توضیح میدهد چرا بسته شدن تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی اهمیت دارد» تأکید میکند که اهمیت هرمز فقط به نفت خام محدود نیست. این گزارش نشان میدهد که بخش بزرگی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع ( LNG)، سوخت جت، آمونیاک، گوگرد و حتی هلیوم نیز به این آبراه وابسته است. به نوشته این اندیشکده، حدود ۲۳ درصد آمونیاک جهان و نیمی از گوگرد دریابرد دنیا از خلیج فارس صادر میشود و هرگونه اختلال در هرمز، زنجیره صنایع غذایی و کشاورزی جهان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. این گزارش تصریح میکند که بحران هرمز میتواند برای کشورهای فقیرتر پیامدهایی فراتر از گرانی انرژی داشته باشد؛ زیرا افزایش هزینه سوخت و کود شیمیایی مستقیماً امنیت غذایی را تهدید میکند. تحلیلگران شورای آتلانتیک همچنین تأکید کردهاند که مسیرهای جایگزین، مانند خطوط لوله عربستان و امارات، توان جبران کامل اختلال در هرمز را ندارند. روزنامه «عرب نیوز» (Arab News)نیز هشتم مه ۲۰۲۶ در تحلیلی مشابه، بحران اخیر هرمز را «شدیدترین آزمون فشار برای نظام انرژی جهان» توصیف کرد و نوشت: تفاوت وضعیت کنونی با بحرانهای قبلی این است که این بار یک «گلوگاه راهبردی» عملاً از کار افتاده است، نه اینکه فقط تولید نفت یک کشور کاهش یافته باشد.
از تهدید لفظی تا درگیری دریایی
اگرچه در سالهای گذشته بارها تهدید به بستن تنگه هرمز مطرح شده بود، اما تحولات اخیر ابعادی تازه پیدا کرد. در پی تشدید درگیری میان ایران و آمریکا، گزارشهای متعدد از توقف کشتیها، حملات پهپادی و موشکی و حتی درگیری مستقیم میان نیروهای دو طرف منتشر شد و رسانههای غربی اخبار مربوط به این تنشها را بهطور گسترده پوشش دادند. ازجمله، خبرگزاری رویترز در ۵ مه ۲۰۲۶ گزارش داد که آمریکا و ایران برای کنترل آبهای خلیج فارس وارد فاز جدیدی از تقابل شدهاند و حملات متقابل در نزدیکی هرمز، آتشبس شکننده را متزلزل کرده است.
رویترز همچنین نوشت که ترافیک دریایی در هرمز به شدت کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی، عبور از این مسیر را متوقف یا محدود کردهاند. دادههای کشتیرانی نشان میدهد که ترافیک روزانه عبور کشتیها از حدود ۱۲۵ تا ۱۴۰ شناور به تنها چند کشتی کاهش یافته است. در همین حال، ایران سازوکار تازهای برای مدیریت عبور کشتیها در هرمز تعریف کرده و هشدار داده که شناورها باید با نیروهای نظامی ایران هماهنگ شوند. همزمان آمریکا عملیات اسکورت نظامی نفتکشها را آغاز کرده؛ اقدامی که تنشها را افزایش داده است. برخی گزارشها حتی از حمله به کشتیهای تجاری و آتشسوزی در نفتکشها حکایت دارند. در این راستا کره جنوبی تحقیق درباره انفجار در یک کشتی مرتبط با این کشور در نزدیکی هرمز را آغاز کرده است. مقامهای غربی، مدعی هستند که ایران مسئول برخی حملات است؛ موضوعی که تهران آن را رد می کند.
اعتراف به اهمیت راهبردی هرمز
نکته قابلتوجه در پوشش رسانههای غربی این است که برخلاف برخی روایتهای سیاسی، بسیاری از تحلیلها اصل توان ایران برای ایجاد اختلال در هرمز را زیر سؤال نبردهاند. شبکه «سیبیسی» کانادا در گزارشی در ۸ مه ۲۰۲۶، به نقل از مقامهای اطلاعاتی آمریکا نوشت که جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از مدتها قبل پیشبینی کرده بود در صورت حمله آمریکا به ایران، تهران احتمالاً به سمت بستن یا مختل کردن تنگه هرمز خواهد رفت. در این گزارش تأکید شده بود که سازمان سیا بحران هرمز را سناریویی کاملاً واقعی میدانست و حتی برآورد کرده بود ایران میتواند برای ماهها توان خود را حفظ کند. تحلیلگران غربی نیز بارها تأکید کردهاند که جغرافیای هرمز، به ایران نوعی برتری طبیعی میدهد. عرض محدود تنگه و نزدیکی سواحل جنوبی ایران، امکان عملیات موشکی، پهپادی و دریایی را برای تهران فراهم میکند؛ مسئلهای که باعث شده حتی ناوگانهای بزرگ غربی نتوانند امنیت کامل این آبراه را تضمین کنند. رویترز در یکی از گزارشهای خود در ۴ مه ۲۰۲۶ نوشت که حتی با آغاز عملیات اسکورت آمریکا، بخش عمده کشتیرانی در هرمز همچنان متوقف مانده و شرکتهای بیمه و کشتیرانی از ورود به منطقه واهمه دارند.
شوک انرژی و اقتصاد جهانی
بحران هرمز خیلی زود آثار خود را بر بازارهای جهانی نشان داد. قیمت نفت برنت در مقاطعی از مرز ۱۲۰ دلار عبور کرد و بازارهای مالی جهان با موجی از نگرانی مواجه شدند. گزارشهای رویترز نشان میدهد سرمایهگذاران، بحران هرمز را مهمترین عامل بیثباتی بازار جهانی درسالهای اخیر دانستهاند. بر اساس گزارش همین خبرگزاری در ۵ مه ۲۰۲۶، مدیرعامل شرکت «شورون» (شرکت چند ملیتی نفت و گاز آمریکا) نیز هشدار داده است که کمبود واقعی عرضه نفت بهتدریج در حال آشکار شدن است و بحران فعلی میتواند با شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ مقایسه شود. او تأکید کرده که ذخایر استراتژیک و ناوگان جایگزین با سرعت زیادی در حال مصرف هستند. آسیا بیش از همه تحت فشار قرار گرفته است، زیرا اقتصادهای بزرگ این منطقه وابستگی شدیدی به نفت و گاز خلیج فارس دارند. کشورهای آسیایی با افزایش تورم، فشار بر صنایع و کاهش رشد اقتصادی مواجه شدهاند.
آیا جایگزینی برای هرمز وجود دارد؟
یکی از مباحث مهم در تحلیلهای اخیر، امکان دور زدن هرمز است. کشورهای عربی سالها تلاش کردهاند با توسعه خطوط لوله و بنادر جایگزین، وابستگی خود را کاهش دهند. امارات بندر فجیره را در دریای عمان توسعه داده و عربستان نیز خطوط لولهای به دریای سرخ ایجاد کرده است. با این حال، گزارشهای اخیر نشان میدهد این مسیرها فقط بخشی از صادرات انرژی را پوشش میدهند. رویترز در گزارشی در ۶ مه ۲۰۲۶ درباره بنادر شرقی امارات نوشت: فجیره و بندر «خور فکان» به خط حیاتی تجارت خلیج فارس تبدیل شدهاند، اما ظرفیت آنها برای جبران کامل بسته شدن هرمز کافی نیست. حتی برخی نفتکشها برای عبور از هرمز، سیستمهای موقعیتیاب خود را خاموش می کنند تا از حملات احتمالی در امان بمانند؛ مسألهای که نشان میدهد بحران تا چه اندازه تجارت جهانی را مختل کرده است.
هرمز، فراتر از یک مناقشه منطقهای
بحران اخیر بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که تنگه هرمز صرفاً مسئلهای میان ایران و آمریکا یا ایران و کشورهای عربی نیست. هرگونه اختلال در این آبراه، مستقیماً بر اقتصاد جهانی؛ از قیمت بنزین در اروپا و آمریکا گرفته تا هزینه مواد غذایی در آسیا و آفریقا اثر میگذارد. به همین دلیل است که بسیاری از قدرتهای جهانی، از چین و هند گرفته تا اتحادیه اروپا، نسبت به تحولات هرمز حساس هستند. برای چین، هرمز مسیر حیاتی تأمین انرژی است و برای اروپا، اختلال در این منطقه میتواند موج جدیدی از تورم و رکود ایجاد کند. از سوی دیگر، بحران هرمز نشان داده که عصر وابستگی جهان به گلوگاههای راهبردی هنوز پایان نیافته است. در جهانی که زنجیرههای تأمین بهشدت به حملونقل دریایی وابستهاند، کنترل یا اختلال در یک گذرگاه میتواند کل اقتصاد بینالملل را تحت تأثیر قرار دهد. رویترز به نقل از تحلیلگران مینویسد که بحران اخیر هرمز نه فقط یک تنش نظامی، بلکه آزمونی برای نظم اقتصادی جهان است؛ نظمی که هنوز هم به امنیت چند کیلومتر آب در جنوب ایران وابسته است.
ترجمه: ندا زمانفشمی